GI 110
Majd al-Din Majdi’s Handwriting: a poetry
GI 110
درآمد: شعری به خط مجد الدین مجدی عبد المجید سقزی اردلانی
محیط دانش و حکمت که هر ساعت ز عقل کل
حقایق همچون بو نصرش ببام و در فروریزد
زرشک خامهء معجز نگارا و بنا میزد
خوی خجلت دبیر چرخ از پیکر فروریزد
ز شرم نو ز خورشید ضمیر او عجب نبود
که از گردون نیلی بر زمین اختر فرو ریزد
اگر باد خزانی را ز اخلاقش مدد باشد
ز شاخ رز بجای برگ سیم و زر فروریزد
ایا شایستهء مدح و ثنا کز عالم عُلوی
معانی در ثنایت بر ثنا گستر فروریزد
تو آن سردفتر فضلی که آب خضر جاویدان
ز یمن مدحت از شیرازهء دفتر فرو ریزد
یکی ابریست عزم راسخت برق اندر او مضمر
کزو بر یارت آب و بر عدوت آذر فرو ریزد
بشکر آنکه مجدی را رهاندی از قیود غم
ز نوک خامه اش در مدح تو شکر فروریزد
ز فیض مدح تو کو زیب دیوان گشت مجدی را
ز دیوانش دمادم نافه ء اذ فر فروریزد
اهدا شده العبد مجد الدین مجدی عبد المجید سقزی اردلانی مقیم طهران
[مهر: مالک الکلام ۱۳۱۲]
پانوشت: قسمتی از کاغذ بریده شده و ممکن است نوشته ای در آن بوده است.
سقزی به فارسی و کردی شعر دارد.
نونه: چاه زنخدان. معنی ماهی هم دارد.
اذفر: خوشبو.