GI 146
Aqa Khan Nuzi to ‘Aziz Khan Sardar: Concerning a secret treaty between Iran and Russia during the Crimean War
GI 146
درآمد: از میرزا آقا خان نوری به عزیز خان سردار در دوران جنگ کریمه در باب معاهده ی سری که با روسیه بسته اند – با وجودی اعلان بی طرفی ایران در این جنگ. ۱۸۵۳-۱۸۵۶
فرزند مکرم مهربان من اگر چه شرایط بیطرفی که در نیم ورقی جداگانه نوشتهام تصریح نکردهام که در حقیقت از چه راه است لکن در ضمن این رقعه مینویسم که دخل به اوضاع سابق ندارد. این روزها عهد مخفی میان ما و دولت روس به توسط شارژدافر آن دولت بسته شد. کل آن شرایط که با آن لباس برای آن فرزند فرستاده شد در ضمن عهد مندرج شده عمل آوردن آنها بدون علت و نقص بطوری که هیچ ایرادی وارد نیاید علیالعجاله بقدر یک کرور تومان نفع برای دولت علیه دارد و خدا نکرده اگر ذرّهای عیب و ایراد در اجزای آن ظهور کند این منفعت دولت از دست میرود سهل است که افتضاح و بدنامی کلّی بار میآورد و همچنین اگر معاذالله بروز کند که اینطور عهدی میان این دو دولت بسته شد باید با دول عثمانی و انگلیس و بلکه با فرانسه نیز در افتاد و کمر خصومت بر کمر زد جنگ کرد و این هم میدانید چه نتایج خواهد داشت. پناه میبرم به خدا که اگر رایحه این معنی به مشام کسان این دول برسد. کسانی که در دارالخلافه از این عهد استحضار دارند از اینطرف اول شخص وجود اقدس همایون شاهنشاهی است بعد من هستم سیمی وزیر دول خارجه است و بس. نوشتجات همه به خط او است از اجزای وزارت خارجه احدی را امین سرّ ندانستم و کسی که حالا مستحضر میشود منحصر به آن فرزند مکرم است. از طرف سفارت روس هم خود شارژ دافر و دو سه نفر از صاحبمنصبان محرم آنها است که شارژ دافر خودش امانت آنها را بر عهده گرفته است. بخانیقوف هم در تبریز به همین شرط و عهده گرفتن اطلاع خواهد داد. حالا آن فرزند باید بداند که به چه پایه در کتمان این سرّ اهتمام لازم است حتی این رقعه مرا یا پاره کند و معدوم نماید و یا دو کلمه در پشت آن اطلاع خود را نوشته مصحوب همین چاپار در طی پاکت سر لاک شده برای خودم پس بفرستید و یا اگر اطمینان دارد در جعبهء خود بی آنکه چشم احدی بر آن بیافتد ضبط و حبس نماید.
طرز رفتار خود را هم در اجرای احکام آنچه با خود خانیقوف است اینطور قرار دهد که محرمانه و مخفی بلاواسطه به او بگوید که این مراقبتها و صدور احکام برای عهد مخفی تازهایست که دولت شما در طهران با اولیای دولت علیه بستهاند و به من در پرده اطلاع دادهاند و من مأمور هستم که اجری دارم و این همه مراقبت محض خاطر شما است.
و آنچه در ظاهر نزد مامورین انگلیس و عثمانی و سایر است اینطور وانمود نماید که دولت علیه از اول بنای خود را بر بیطرفی گذاشته، با هر سه دولت کمال دوستی را دارد خود را محض رعایت مودت آلوده جنگ و نزاعی که دولتها با هم دارند نکرده است و طرز بیطرفی اختیار کردهاست. باید از این سیاق رفتار نماید و یکی را از آنها رجحان بر دیگری نگذارد. آن فرزند خودم آنچنان پختگی و متانت بخرج بدهد که با وجود اجرای تمامی شروط عهد باطنی مزبور قونسولهای انگلیس و عثمانی ابدا بدگمان نشوند و بر عقیده و اطمینان قونسول روس هم که این سعیها برای دولت او است به هیچوجه خللی نشود و این هم با کاردانی آن فرزند اشکال ندارد چرا که من خود همهء این ملاحظات را در شرایط عهد نامه رعایت کردهام. عمدهء اینها مخفی بودن آن است که خود روسها هم نمیتوانند ابراز نمایند همینکه بروز نکرد میشود در این میانه بسلامت حرکت نمود. نواب نصرة الدوله ابدا مستحضر از این سر نخواهد شد و دانستن ایشان اصلا لزومی ندارد مبادا مبادا به ایشان بروز بدهید. فرزندی دبیر مهام خارجه را بقدر لزوم اگر ضرور دانستید مطلع نمائید. لکن کیفیت بروزش را درست حالی سازید.
پانوشت: فیروز میرزا، نصرت الدوله، فرمانفرما: در سال ۱۲۵۰ حاکم فارس شد و به سال ۱۲۵۳ حاکم کرمان و مامور دفع شورش آقاخان محلاتی. از ۱۲۶۶ تا ۱۲۶۹ دوباره حاکم فارس بود. برای مدتی نیابت معین الدین میرزا ولیعهد را در آذربایجان بر عهده گرفت. سایر سمت های وی از جمله حاکم اراک، حاکم تهران، و عضویت دارالشورای دولتی است. در سال ۱۲۸۴ به پیشکاری ولیعهد در آذربایجان تعیین و چندی بعد مامور به حکومت قزوین شد. نایب وزیر جنگ در خدمت نایب السلطنه به سال ۱۲۸۶ بود و در ۱۲۹۰ همراه ناصرالدین شاه به اروپا سفرکرد. پس از بازگشت وزیر جنگ و عمارت توپخانه بود. از آن سمت ها معزول و بعد حاکم اراک و بروجرد گردید. سال ۱۲۹۳ لقب فرمانفرما و حکومت ایالت مرکزی به او داده شد. ۱۲۹۶-۱۲۹۸ حاکم کرمان و بلوچستان بود. نکته: دو فرد با همین نام و لقب وجود دارند. دیگری نوه ی این فیروز میرزا بود.
عزیز خان مکری، سردار کل (۱۲۰۷-۱۲۸۷): ابتدا با درجه ی یاوری در فوج ششم تبریز وارد خدمت نظام شد، سپس در لشکر کشی محمد شاه به هرات به درجه ی سرهنگی ارتقا یافت. امیر کبیر او را امیر نظام و فرمانده ی کل قوا کرد. پس از برکناری امیر کبیر، عزیز خان این سمت را نگه داشت. در سال ۱۲۶۹ لقب سردار کلی را گرفت. در سال ۱۲۷۴ از سمت های خود برکنار شد. در اواخر ۱۲۸۳ وزیر جنگ شد و در همان سال لقب ”سردار کل“ را دریافت کرد. در ۱۲۸۷ برای آخرین بار پیشکار ایالت آذربایجان شد ولی همان سال درگذشت.
خانیقوف، خانکوف: Nikolai Vladimirovich Khanykov: (۱۸۲۲-۱۸۷۸) دیپلمات و نماینده ی روس که شرح سفر خود به آسیای مرکزی – سفرنامه ی خانیکوف – را نوشته است.