GI 86A
Hesam al-Saltaneh to Mo’in al-Molk: reports about Istanbul and other places
GI 86/A
درآمد: حسام السلطنه به معین الملک: گزارش رخدادهای مختلف در استانبول و سایر نقاط
۸۶ الف
هوالله تعالی
جناب جلالتمآب معینالملک دام مجده از رمضان المبارک بیرون شدهام مزاجم از حالت سابق برگشته احوالم خوب نیست و علیل شدهام. در یالی خود موسوم به منظریه هستم. قطعاً شما هم این اوقات در یالی خود تشریف دارید. هر وقت آن وصفها را بخاطر میآورم افسوس میخورم که چرا زود آمدم. صحبتهای جنابعالی و طرز سلوک و حالت مهربانیهای مخصوص شما که یادم میآید از آمدن به آن صفحات بیاختیار میشوم. یا لیتنی کنت معکم. امیدوارم که خداوند متعال دوباره اسباب زیارت بیتالله الحرام را فراهم بیاورد که از آن لذتها بیایم و جناب عالی را ببینم. انشاءالله تعالی.
پاکتی از خوش ذاتهای تجار اسلامبول به اسم نواب مستطاب حاجی معتمدالدوله دام اقباله آوردند معلوم شد داده در متن مرا هم اسمی برده بودند و شکوهء زیادی از حاجی نجفعلی خان جنرال قونسل از آن حرفهائی که در بودن خودم عریضه میدادند و همه لغو بیمعنی بود نواب معظم الیه دادند من خواندم و تفصیل را خدمتشان عرض کردم و آنچه در اسلامبول واقع شده بود بیان کردم. قرار گذاشتیم که همان عریضه را نواب والا برای جنابعالی بفرستند و اعتنائی به جواب نفرمایند.
از اسلامبول تا طهران کدام فضول است که اینطور عریضه مینویسد. احتمال می رود که در اینجا ساخته باشند بسیار لغو نوشته بودند که هر کس میدید میفهمید که لغو است و محرّک دارد. باری مقصود استحضار شما بود.
جواب عرایض سفارت اسلامبول را جناب اجل اکرم وزیر مکرّم دام اقباله به مماطله نمیگذرانند. بیچاره منشی باشی از پا در افتاده کفشها پاره کرده و کوچهها را پا زده و هیچ کاری صورت نداده تازه فرامین نشانها را نوشتهاند و به مهر حضرت وزارت رسیده ولی از صحّه همایون نگذشته. حالتها اینست سواد مطابق اصل است که شما مشاهده میفرمائید.
سلیمان پاشا که مراجعت به اسلامبول کرد ندانستم چه گفت و با شما چگونه صحبت کرد و قرار شیخ ملعون و اکراد را چطور دادند. در روزنامه اختر که دیده شد کار شیخ ملعون بالا گرفته و احترامات فوقالعاده دربارهء مشارالیه معمول شده با بودن جنابعالی در قبةالسلام اینطور احترامات منافات دارد. حیرت اندر حیرت آمد زین قصص/ بیخودی خاصگان اندر اخص. بیچاره سید حسین هم بابعالی را از پا کنده او نیز مثل منشی باشی طول و عرض کوچههای اسلامبول را میپیماید و انگشت حسرت میخاید. هفت شهر عشق را عطّار گشت / او هنوز اندر خم یک کوچهاست
این چند روز با جناب سفیرکبیر فخرالاماثل و الاشباه ملاقات خواهم کرد. امیدوارم به عونالله او را به اصلاح کار عمِه زاده فلک زده برانگیزانم والاّ تا سعید شقی در کار است حسین متقی گرفتار.
شریف عون کارش چه شد. عبدالمطلب را شنیدم مرده است یا مسمومش کردهاند. اگر راست است این جناب عون را معین باشید شاید به جای اصلی خود برگردد و برای حسین فرجی حاصل آید. جواب کتابچه مرا اعلیحضرت سلطان مرحمت نفرمودند یا جنابعالی از خواستن و گرفتن و یادآوری اهمال کردند. الله اعلم
نظر آقا نوشته بود که چای دان و قند دان و شیردان و سینی را تمام کرده به اسلامبول خدمت سفیر کبیر معینالملک دام اقباله فرستادم یکصد و پنجاه و هفت تومان حواله کرده بود به باباخان سرهنگ که خویش نظر آقاست و دادم قبض گرفتم اگر فرستاد البته به اقرب وسایل خواهید رساند. انشاءالله.
جناب سفیرکبیر عثمانی را در هر مجلس مداح جنابعالی دیدهام.
میرزای شوکت که رطب اللسان و عذب البیان بوده و هست اگر جواب مرا زود و خوب و مفصل بنویسد این بار روضة الشهدای موطی بشما مینویسم.
از اختر روزنامه به من نمیرسد بدانید روزنامه اختر را از طهران گرفته و میخوانم. از ورود دارالخلافه تاکنون روزنامه نرسیده معلوم نیست که مباشر رساندن کیست.
ارباب مناصب سفارت کبری را از جانب من احوال پرسی فرمائید خدام سفارت را بشرح ایضاً.
مانی مانی را روبوسی کنید. پسر مرحوم آقا را دیدم برای خدمتگذاری بی بی شایستگی دارد مبادا به جای دیگر نامزدش کنید الادب یمنع الا بعد وام شب ۲۵ شوال ۹۸ تحریر شد.
پانوشت: یالی، یالو، یالود: کلمه ی ترکی به معنی محل خاص، منزل در کنار دریا، ساحل.
مماطله: معطل کردن، در انتظار نگه داشتن.
حیرت اندر حیرت آمد زین قصص/ بیخودی خاصگان اندر اخص: از مثنوی مولوی، دفتر چهارم، بیت ۳۸۰۵ چاپ نیکلسون.
شیخ ملعون: منظور شیخ عبیدالله نهری، رهبر قیام کردهاست که در سال ۱۲۹۷ رخ داد.
حسام السلطنه: سلطان مراد میرزا دارای سمت های مختلف در دربار قاجار؛ ازجمله حکومت خراسان و فارس، کردستان و کرمانشاه در دوره های متفاوت. در عهد صدارت امیر کبیر شورش حسن خان سالار در خراسان را سرکوب کرد.