GI 144
Edward Browne to Mohammad Kazem Khorasani, dated 1329 A.H. Concerning the danger of the rivalry between the Bakhtiyari and Qashqa’i tribes
GI 144
درآمد: نامه ی ادوارد براون به ملا محمد کاظم خراسانی در باب ناآرامی های دوران انقلاب مشروطه میان عشایر بختیاری و قشقائی و دخالت های خارجی. ۱۳۲۹
براون به ملاّ محمد کاظم خراسانی
روی پاکت: محرمانه در نجف اشرف به توسط آقای میرزا عبدالرسول یزدی خدمت ذی شرافت حضرت حجه السلام آقای ملا محمد کاظم خراسانی شرف افتتاح و اقتران یابد
عریضه
۲۷ جمادی الاوّل سنه ۱۳۲۹ از دارالفنون کمبریج در ممالک محروسه انگلستان عرض شد
حجةالاسلاما تعلیقهء کریمه که چند ماه قبل ازین در جواب عریضهء که به جهت اظهار بعضی ملاحظات در حق سیاست دولتین انگلیس و روس نسبت به ایران به سرافرازی این کمینهء خیرخواه ایران مرقوم فرموده بودند و وصول آنرا به آقا عبدالرسول یزدی نوشتم ولی چون نمیخواستم بی جهت مزاحم اوقات خجستهء آن بزرگوار گردم لهذا تن زده سکوت ورزیدم تا این ایّام که به زیارت رقیمهء دیگر از آن جناب کسب شرف و افتخار نمودم و چون در آن فرموده بودند که گاه گاهی عریضه بنویسم لهذا امتثالاً لامرکم العالی به تسطیر این کلمات جسارت نمودم. اولاً بر خود واجب میدانم که آن حضرت را تهنیت بکنم از حسن تدبیری که بی شکّ و شبهه باعث نجات فارس و طرف جنوبی ایران از مداخلهء اجانب شد چرا که بعد از آن تهدید نامهء خاطر پریش سه ماه نه بلکه هفت ماه مرور کرد و به اعتراف همه حال اغتشاش که بر فارس خصوصا بر سائر ولایتهای جنوبی عموما غالب بود خیلی زائل شد و نسبت امنیت و آرام حاصل شد و سخن مداخله قطع گردید دیگر اقداماتی که آن حضرت و سایر علماء کبار فرموده بودند سبب شد که جمیع مسلمانان و خصوصاً مسلمانان هند در مقام شکایت و دادخواهی بر آمدند حتی در خود لندن و معلوم همه شد که بقول شیخ سعدی
چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
و چون دولت اینجا خیلی طالب محبّت و میل مسلمانان هندوستان است این هم سبب شد که از خیال اوّل خودشان برگشتند، ولی با وجود این ترقی بهیچ وجه غفلت نباید ورزید که از قراری که مسافرین و مخبرین خبر میدهند مناسبات فیمابین قبائل جنوب خصوصا فیمابین بختیاریها و قاشقائیها [کذا] خوب نیست و خصومتی و رقابتی که اینها با هم دارند دارای خطر عظیم است از برای مصالح دولت علیّهء ایران و بقول تقریر رسمی که درین اواخر از طرف حکومت انگلیس چاپ و منتشر گردیده و محض اطلاع ساکنین آن صحن اقدس نسخهء از آن به عنوان آقا رسول یزدی فرستاده خواهد شد قبیلهای که بیش از همه غارتگر و فتنهانگیزست قبیله کوه گیلویه است خصوصاً شعبهء از آن که به احمدیه لر مسمی است و پر واضح است که هرگاه قوافل تجار غارت شود خصوصاً اگر آدم هم کشته شود تجّار داد و فریاد میزنند و شکایت پیش حکومت میبرند و طالب مداخله میگردند ولی اگر چنین بهانهای نباشد نمیتوانند بهانه برای مداخله پیدا بکنند و به نظر بنده خود حکومت اینجا چون مشغول اصلاحات داخلی است نمیخواهد متعرّض چنین کاری پرخطری بشود مگر آنکه الحاح تجّار او را مجبور بکند اگر چه همیشه اشخاص مقتدری هستند که محض اغراض شخصیه و حبّ جاه و مال و قوّت و شهرت مثل چنگیزخان و تیمور و سائر سلاطین قهرمان طالب استیلا و تعرّض میباشند و متّصل پی بهانه میگردند چنانچه سبب اصلی در استیلای مغولها و تاتارها بر ایران در قرن هفتم که آن همه ثمرات وخیمه بر آن مترتّب گردید کشته شدن بعضی تجّار مغول به دست خوارزمشاه بود، پس خیلی لازم است جهّال قبائل ایران چنین بهانهای به دست اجانب ندهند و بفهمند که در صورتیکه قطعالطریق و دزدی همیشه مذموم و قبیح است در چنین موقع نازکی که ایران افتاده است نوعی از خیانت به وطن باشد. حالا که معلوم و مبرهن شد که کلام حضرات آیاتالله چه نفوذی دارد حتّی در قلوب این قبائل متهوّر خودسر امید چنان است که به هیچ وجهی از وجوه ازین کلام خیر انجام ساکت نباشند و متّصل به نصیحت این ایلات اشتغال فرمایند تا کم کم بفهمند که قوّتشان و ناموسشان در اتّحاد و انقیادست نه در مردم آزاری و افساد.
در این روزها چند تا کاغذ از ایران چه از ایرانیها و چه از انگلیسها رسیده است و یک مسافری امروز از تبریز آمد یک مژده آورد این بود که عدد قشون روس در تبریز تقلیل شده است حتی گفت که اگر چه حسابی درست ممکن نیست بخیال خودش بیشتر از سیصد یا چهارصد سرباز روس در آنجا نمانده است و دیگر گفت عمارتهائی که در قزوین از برای خودشان ساخته بودند آنها را تخریب کرده چوبها و سنگها را فروختهاند. از قراری که همه مینویسند والاحضرت نایب السلطنه با کمال حکمت و مدارا رفتار میکند ولی یکی از مخبرین انگلیسی که خیلی ایران دوست است و بر بواطن امور واقف است خیلی اظهار تاسّف میکند که اشخاص مستعد و وطنپرست و عاقل و مجرّب که اگر عیبی دارند منحصرست به تندروی که آن هم از کثرت حبّالوطن و تنفّر از مدارا با اهل ظلم ناشی است خارج از کار باشند خصوصا جناب میرزا حسین قلی خان نواب که سابقا وزیر امور خارجه بود تا بواسطه مقاومت با روسها و شجاعتی که روبروی آنها به خرج داده بود آخر مجبور شد استعفا بکند و مخبر روزنامه تیمس محرمانه به مخلص نوشته بود که در شجاعت و همّت و کارکنی عدیمالمثال بود حیف که چنین شخصی از اجزاء حکومت نباشد ولی مطمح بغض و استکراه دولت شمالی گردید و اینها در زوال او کوشیدند.
عرض دیگر که اگر جسارت نباشد میخواستم عرض بکنم اینست که درین اواخر دو کاغذ داشتم از آقای سید حسن تقیزاده که حالا در اسلامبول منزوی بل منفی است و چون در مدّتی که اینجا بود خیلی آشنا بودیم و کمال صدق و درست کاری او را به براهین قاطعه و دلائل ساطعه اثبات کردم و بعد مسموع شد که قدری تندروی میکند حتی در افواه افتاد که تکفیر شده است اگر چه بعد معلوم شد که این خبر اصلی ندارد. باری محض آن دوستی که در میان بود به ایشان نوشتم که تندروی نکنند و خصوصاً بقدر مقدور حضرات آیات الله را تقویت بنمایند که امید ایران و امید اسلام در ایشان مرکوزست و این همه فداکاریها دربارهء حبّالوطن کردهاند چنانچه همه چه در ایران چه خارج از ایران میدانند. در جواب نوشتند که: “در اطاعت و اجابت هر نوع نصایح خالصانهء عالی با جان و دل حاضرم و مستدعیم که مثل یک معلّم شفیق آنچه بخاطر شریف میرسد بدون هیچ ملاحظه به مخلص بنویسید که خدا شاهد است که با کمال خلوص از آنها استفاده میکنم و باز خدا شاهد است که هیچ گناهی عملاً نکردهام و اگر خطائی از من سر زده که خودم با همه نوع دقّت ملتفت نشده و نمیشوم خلوص نیّت خود را که فقط دارائی من دار عالم است کفّارهء آن قرار میدهم و از خداوند میخواهم که مصائب ایران را کم کرده بر بلایای شخص من بیفزاید و با بدبختی ابدی من نجات ایران را فراهم نماید.” انتهی کلامه. حالا شخصی که اینقدر جویای بهبودی وطن خود باشد ولو خودش در میان هلاک و مضمحل شود آیا جای افسوس نیست که چنین در گوشهء عزلت افتاده باشد؟
امشب چون خیلی دیر شده است بیش ازین زحمت نمیدهم، همیشه منتظر فرمایشات و دعاگوی دوام بقای شریف آن وجود مسعود بوده و هستم.
کمترین خیرخواهان ایران ادوارد برون انگلیسی
Edward G, Browne: Pembroke College, Cambridge, England, May 27, 1911
پانوشت: نایب السلطنه: ابوالقاسم خان قراگوزلو: ناصرالملک : نایب السلطنه ی احمد شاه قاجار است.
پاسخ ملا کاظم خراسانی به این نامه، سند GI 143 از همین مجموعه است.